انجمن موبدان

- برگ نخست
- درباره ما
- تاریخچه این انجمن
- موبدان بزرگ
- گات‌ها
- خرده اوستا
- سالنمای زرتشتی
- پرسش و پاسخ
- فرستادن پرسش
- پیام‌ها
- رویدادها
- آیین‌های زرتشتی
- دین دبیره
- تاریخ زرتشتیان
- آتشكده‌ها
- زیارتگاه‌ها
- نگارخانه
- واژه نامه
-کتابخانه
- پیك‌های انجمن
- تماس با ما
 
 

 

 
سخن اندیشه برانگیز
 
 

هر درمی و دیناری که امروز در این کار نیک و عمل خیر هزینه شده یا می‌شود ، پروردگار و امشاسپندان از گنجی که سود همیشگی آن فراوانی‌، گشایش‌، آبادی‌، نیکی و خوبی است به خیرات کننده باز خواهند داد‌– هرکسی که در یک روز هزار نفر مردم نیکوکار و پاکدل را خوراک دهد ، از این کار ایدون سبکبال و خرم و آسوده خاطر باشد.( اوستا: همازور دهمان)

 
 
 
 
 

موبد دکتر اردشیر خورشیدیان به نمایندگی از زرتشتیان در همایش سه روزه « همایش بین المللی روزجهانی فلسفه » به سخنرانی پرداخت. این سخنرانی در سی ام آبانماه، اول و دوم آذرماه در سازمان اسناد و کتابخانه ملی برپا بود. در ادامه متن سخنرانی موبد خورشیدیان را می خوانید:

فرنام سخنرانی: « تقارب بین ادیان و تعامل اصحاب ادیان درایران ازنگاه فلسفه»
مکان برگزاری : سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
مناسبت : همایش بین المللی روزجهانی فلسفه ، سی ام آبانماه ، اول و دوم آذرماه 1389 تهران.

به خشنودی اهورامزدا

ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان وریشه ای

باکسب اجازه از گرامی اعضای هیات رییسه جلسه وباسپاسگذاری ازاستادارجمند جناب آقای دکتروصفی، معاونت محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وسرکار خانم فخاری واساتید و روحانیون گرامی باشنده دراین مجلس فرخنده.
• فلسفه: علم دستیابی به حقایق اشیاء و شناختن نفس انسان وکسب بصیرت درتعیین مقاصد اوست. عالم به فلسفه را فیلسوف(Philosopher) می نامند.
• فلسفه را عشق به حکمت و فیلسوف را عاشق حکمت می دانند.
• فلسفه، معرفت نظری است،گرچه برخی ازشاخه های آن مانند اخلاق و سیاست مشتمل برمباحث عملی نیز می باشد.
• هرچند که تاحدود دویست، سیصد سال پیش فلاسفه در همه امور مادی و معنوی جهان اظهار نظرمی کردندوتفاوتی ما بین دانشمندو فیلسوف به مفهوم امروزی نبود. ولی امروزه این دو بخش از یکدیگرکاملا جدا شده است. دانشمندان به کشف راستی هادر دامنه امورگیتوی (جهان پیدا. مادی . فیزیکی ، مانیفست و...)که کمی و ملموس است، می پردازند. وفیلسوف ها به بخش مینوی (جهان پنهان، معنی، متافیزیک ، غیرمانیفست و...)که محسوس ولی غیر قابل لمس و کیفی است، می پردازند.
• هرچند ممکنست دانشمند به دانستن علم فلسفه نیاز چندانی احساس نکند. ولی اگرفیلسوف به کمترین دانش روز در موردطبیعت شناسی، انسان شناسی، واژه شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد وریاضی و تاریخ وعلوم فلسفی و نکات قوت و ضعف آنهامجهز نشده باشد، به جای فلسفه، به مغلطه و سفسطه گرفتار خواهد آمدو از فلسفه راستین دور خواهد شد.
باکسب اجازه از گرامی اعضای هیات رییسه جلسه وباسپاسگذاری ازاستادارجمند جناب آقای دکتروصفی، معاونت محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وسرکار خانم فخاری واساتید و روحانیون گرامی باشنده دراین مجلس فرخنده.
• فلسفه: علم دستیابی به حقایق اشیاء و شناختن نفس انسان وکسب بصیرت درتعیین مقاصد اوست. عالم به فلسفه را فیلسوف(Philosopher) می نامند.
• فلسفه را عشق به حکمت و فیلسوف را عاشق حکمت می دانند.
• فلسفه، معرفت نظری است،گرچه برخی ازشاخه های آن مانند اخلاق و سیاست مشتمل برمباحث عملی نیز می باشد.
• هرچند که تاحدود دویست، سیصد سال پیش فلاسفه در همه امور مادی و معنوی جهان اظهار نظرمی کردندوتفاوتی ما بین دانشمندو فیلسوف به مفهوم امروزی نبود. ولی امروزه این دو بخش از یکدیگرکاملا جدا شده است. دانشمندان به کشف راستی هادر دامنه امورگیتوی (جهان پیدا. مادی . فیزیکی ، مانیفست و...)که کمی و ملموس است، می پردازند. وفیلسوف ها به بخش مینوی (جهان پنهان، معنی، متافیزیک ، غیرمانیفست و...)که محسوس ولی غیر قابل لمس و کیفی است، می پردازند.
• هرچند ممکنست دانشمند به دانستن علم فلسفه نیاز چندانی احساس نکند. ولی اگرفیلسوف به کمترین دانش روز در موردطبیعت شناسی، انسان شناسی، واژه شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد وریاضی و تاریخ وعلوم فلسفی و نکات قوت و ضعف آنهامجهز نشده باشد، به جای فلسفه، به مغلطه و سفسطه گرفتار خواهد آمدو از فلسفه راستین دور خواهد شد.
• وازآنجا که :
1. لازمست هرکاری بر پایه اصولی استوار باشد و فروعی که کوشش کند از دامنه اصول خارج نشود.
2. و کار فیلسوف پی بردن به «حقیقت»، برپایه دانش کافی و با گفت و شنود و تکیه به تجربه تاریخی است.
لازمست به به چند اصل دیگرنیزتوجه کنیم. :
یک :پژوهش خود را درسه مرحله «شناخت». «ارزش گذاری» و«انتخاب» تعریف و به گونه جداگانه مورد بررسی قراردهیم.
دو : تمام«پیش فرض های» خود را درزمان شناخت، که هدف آن جداکردن حق از باطل و راست ازدروغ است را برپایه برعلوم عقلی استوارکنیم وبه هیچوجه پیش داوری نداشته و احساسات وعواطف و اخلاق و انسانیت ومنافع ومصالح شخصی وگروهی رادرپژوهش خوددخالت ندهیم. وآنگاه که راست را شناختیم و ازتوهم ودروغ جداکردیم، در زمان ارزش گذاری و جداکردن «نیک از بد» و انتخاب بهترین آنها، به علوم اخلاقی و انسانیت و اخلاق توجه کامل داشته باشیم.
و سوم : توجه داشته باشیم که درست است که حد و حدود نیک و بد نسبی است، ولی هرنسبتی هم حداقل و حداکثری دارد و دامنه این دو نسبت بی نهایت نیست.
حال اگربراستی به شناخت«تقارب بین ادیان وتعامل اصحاب ادیان درایران ازنگاه فلسفه» باور داریم ودوست داریم که دیدگاهمان رابه هم نزدیک کنیم، لازمست به چندمفهوم علمی دیگر از بن پایه های شناخت نیز توجه داشته باشیم:
1. تفاوت دین و کیش (مذهب) وآزادی انتخاب راه : از نظرواژه شناسی. دائنای اوستایی به مفهوم دیده دل و وجدان فطری است. ما باورمندان به ادیان که دارای کتاب آسمانی هستیم. دین را ازآن خدا و آورده پیامبر می دانیم درحالیکه مذاهب ازآن روحانیون جامع الشرائط می شناسیم. بنابراین بخش دینی تنها برکتاب تکیه دارد درحالیکه بخش مذهبی بر کتاب+ سنت( کتاب های مذهبی و آداب و رسوم و قوانین شرعی تکیه دارد.) ((مثال: دین ازآن خدا. ملت حضرت محمد (ع) وامت مذهب شیعه منتصب به حضرت امام علی (ع) و فرقه اثنی عشری منتصب به حضرت امام جعفرصادق (ع) است. مذاهب دیگر اسلام نیز هریک برپایه پیروی از یکی از مجتهدین جامع الشرائط که پیروان مذاهب شافعی و حنفی و غیره آنها را مجتهد جامع الشرائط میدانند، بنیان نهاده شده است، باورمند هستند- یامثلا: دین خدا. ملت موسی. امت عیسی. و مذاهب گوناگون کاتولیک و پروتسان و غیره که هر یک منتصب به یکی از سنت (saint) ها یا روحانیون جامع الشرائط عیسوی می باشد. مازرتشتیان نیزبراین باوریم که « دین دین اورمزد است و داد(آورده) زرتشت ». درحالیکه کیش (مذهب ) زرتشتی را انجمن مغان که تا پایان عمر پیامبرمان اشوزرتشت ریاست آنرا به عهده داشته است، گذارده اند و...)).
2. هرمذهبی ازسه بخش حقیقت، طریقت و شریعت درست شده است.
کتاب آسمانی همانند قانون اساسی هرمملکت است وحقایق انسانی زیستن را می آموزد. طریقت و شریعت مذهبی همانند قوانین کشوراست که درهرکشوری، باید برپایه قانون اساسی آن کشور باشد. دین آنچه است که درکتاب آسمانی آمده است، که به مردم معنویات می آموزد ودرگسترش معنویات می کوشد تابه جهانیان بیاموزد که چگونه انسانی فکر کنند. ملی کارکنند وفرقه ای زندگی کنندکه منافع قومی را به منافع ملی ومنافع ملی را به منافع ومصالح انسانی ترجیح ندهند. ما پیروان ادیان باورداریم که پیامبرمان که همگی ده سال درکوهی به درون نگری پرداخته اند تا بالاخره با خدای یکتاو بی همتا به هم پرسگی رسیده اند، وبوسیله جبرئیل یا به باورما زرتشتیان فرشته وهومن، ازسوی خدا به پیامبری برگزیده شده اند. وکتاب آورده ایشان، کتابی آسمانی است. کتاب آسمانی ما زرتشتیان گاتاها می باشد که بنا به باور همگی اوستا شناسان نخستین شاگردان پیامبر آنرا بطورکامل در میان کتاب یسنا ازکهن ترین بخش اوستا و ازباستانی ترین سند مکتوب ایرانیان است، با خط دین دبیره که ازکاملترین خط های جهان است، نوشته و کاملا پاسداری گردیده است. اشوزرتشت دراین بخش از حقایق بسیاری که باهمپرسگی با اهورامزدا، خدای یکتا و بی همتا رسیده است، سخن گفته است که مازرتشتیان از الف تا یای آنرا بردیده گذارده و پذیرفته ایم. این کتاب حقایق اهورایی وعرفانی بسیاری دردل خودداردوطریقت انسانی زیستن رامی آموزد. درحالیکه طریقت وشریعت زرتشتی زیستن در انجمن مغان، تعریف و استانده شده است ودرسنت ها وآداب وفرهنگ زرتشتیان نمود پیدا کرده است .
سایر ادیان نیز درمسائل دینی تنها به کتاب آسمانی خود استتناد می کنند. همه پیامبران کوشش دارند که انسان را برآن دارند که باخود شناسی وطبیعت شناسی به خدا شناسی برسند و خودشان را کامل کنند تا به خدا برسند و بتوانند گیتی را که ناقص آفریده شده است، به تکامل رسانند.
درحالیکه طریقت وشریعت مذهبی زیستن را بنیان گذاران مذاهب گذارده اند. طریقت و شریعت زرتشتی زیستن در انجمن مغان به طورانجمنی گذارده شده است و انجمن مغان در درازای تاریخ کوشش داشته است که کیش زرتشتی از دامنه اصول دین زرتشتی که بر 9 پایه استوار است، خارج نگردد.
3.علوم پایه . علوم کاربردی : علوم پایه کشف قوانین حاکم برطبیعت است و چون برپایه حقایق استواراست همواره ثابت است و همیشگی است. درحالیکه علوم کاربردی، ابداع واختراع روشهای بهره برداری ازعلوم پایه است ازاینرولازمست مرتب به روزشود. اصول دین که اصول اخلاق وانسانیت ووجدان سازیست، چون کشف حقایق حاکم برطبیعت توسط پیامبران و اعلام آن به ابنای بشراست وکارش بیدارکردن وجدان(دائنایادین)فطری انسانی است، مانند علوم پایه همواره ثابت است. ولی کیش (مذهب) چون کارآن پیاده کردن اصول دین در بین پیروان است، مانند علوم کاربردی است و لازمست مرتب برپایه اصول توسط مسئولین ومتولیان ومتخصصان دین به روز شود.
4. باورها را لازمست به دودسته مهم تقسیم کنیم وبه همه اجازه داد که درباورهای شخصی وسلیقه ای آزادباشند.
الف- باورهای زیربنایی (نیک وبد) : این دسته از باورها، باورهایی هستند که عمل به آنهاپیامد عمومی داشته ومثبت وسازنده یا منفی ومخرب واقع می شوند که دردامنه « نیک یا بد » تعریف واستانده (استاندارد) می شوند . این دسته از باورها، به انسان آن توانایی را می¬دهد که باورهای علمی را از غیرعلمی، ارزش¬های اخلاقی و انسانی را از ارزش¬های غیرانسانی وخلاف اخلاق، جدا¬کرده، تعریف و استانده کند وحدود«بایست و نا بایست ها»، را تعیین و مدون نماید.
ب - باورهای روبنایی (سلیقه ای(خوب وبد) :
باورهای روبنایی نوع نگرش¬هایی هستند که از دامنه تاثیر بر زندگی فرد خارج نمی¬¬شود و پیامدهای بیرونی و اجتماعی آن حقوق حقه دیگر مردمان را زیر پا نمی¬گذارد و تنها به شخص باورمند مربوط است و در دامنه مفهوم واژگان«پسند و ناپسند» و« زشت و زیبا» تعریف واستانده می¬شوند و چون انجام و بازتاب(عواقب) مادی و مینوی این¬گونه باورها آسیبی به جامعه نمی¬زند. فرد باورمند حق دارد که بنا به سلیقه خود، این باورها را هر چند که ممکن است علمی، عقلی و اخلاقی هم نباشد- تا جایی که به زندگی شخصی او مربوط است - را برگزیند و به آنها عمل کند یا برنگزیند و از انجام دادن آن خودداری نماید. اینگونه باورها در جوامع بشری، زیرعنوان«شایست و ناشایست ها» تعریف و استانده(استاندارد) می¬شود. باورهای دینی یا وجدانی واخلاقی براصولی استوار است که چون آرمان آن انسان سازی واخلاق اجتماعی سازی است و اصول نیک و بد را مشخص می کند، جهان شمول و پایاوپویا است و از اندیشه های زیربنایی به حساب می آید که وجدان فطری بشر را بیدار کند و در کنارخرد نگاه دارد که هرچه اندازه خرد به دانش بیشترروز مجهزشد با وجدانی بیدارتر به تکالیف انسانی خویش عمل کند وبه خرد اجازه ندهد که ازدامنه وجدان انسانی خارج گردد. به جای نوشتن برنامه کامپیوتری، ویروس کامپیوتری ننویسد وبه جای کشف قوانین حاکم برطبیعت و ابداع و اختراع وسائل مفید برای پیشرفت وآبادانی جهان ، به سوی ساختن ابزارهای مخرب ازقبیل بمب ومواد مخدر برنیاید. ولی باورهای مذهبی یک عقیده شخصی است. هرمذهبی قبله سو و مراسم ومناسک ویژه خود را دارد که چون ازجنس اندیشه های روبنایی است می تواند باهم فرق داشته باشدوهرانسانی آزاد است که برپایه باورهای خود برگزیند یا برنگزیند. اصولا جهان به این علت زیبا وفریباست که ازفرهنگ های گوناگون برخورداراست. و هرکس می تواند در انتخاب عقیده ، همسر ، نوع کار، محل زندگی و برخورداری از تمام حقوق فطری و انسانی خود دراندازه ای که منافع جمع را زیرپا نگذارد، آزاد باشدو... خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران این حقیقت را دریافته و پیروان ادیان الهی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، حق دارندکه درموارد ارث و ازدواج وغیره برپایه احوال شخصیه خود زندگی کنند.
اگراین چند پیش فرض علمی وکارشناسی را به پذیریم. ازاین پس چند کار لازمست انجام گیرد:
1- همواره درزمان گفتگو ،حرف های یکدیگرراهم بشنویم و« گفت وشنود» کنیم، نه اینکه به«گفتم گفت»اکتفاکنیم.
2- وبه پذیریم که خدا اصحاب ادیان و ما پیروان، اصحاب مذاهب هستیم.
همواره در گفت و شنود، تنها دردامنه اصول وموازین ادیان که اصول وموازین خداشناسی، خود شناختی و طبیعت شناختی واخلاق انسانی است، اکتفا کنیم که چون اشتراکات بسیار زیادی داریم حتما به هم نزدیک خواهیم شد وبابرداشتی که هریک ازماکارشناسان دین ازخدا . معاد. پیامبری. راه راستی. نیکی و بدی و خیرو شر وجبر واختیار وغیره داریم کوشش خواهیم کردکه باکمک یکدیگر بهتر وکارشناسی تر حقایق رابه شناسیم وبه حق نزدیک تر شویم. ولی اگر دامنه گفت وشنود را به دامنه مذاهب بکشانیم. دست کم اینجانب ندیده ام که حتی بین روحانیون چندمذهب یک دین هم، به دیدگاهی مشترک رسیده باشند. ازاین رو اگر دراینگونه جلسات گفتگو همانگونه که درعنوان این جلسه آمده است. برسر « تقارب بین ادیان » و اصول اساسی دین که اعتقاد به خدای یکتا و بی همتا . باور به روان و جهان مینوی(معاد) و باور به پیامبری پیامبر و باور به طریقت و شریعت های انسانی زیستن وغیره است، بیشتربه پردازیم. بی تردید بسیار سریعتر و بیشتر و کاملتر می توانیم به « تعامل راستین بین پیروان ادیان ایران» برسیم.
حال که هیچ انسانی نمی تواند همه حقایق را حتی در مورد کوچکترین چیزی، بداندودرک هرکس ازحقیقت، نسبی است وهرکس با ظن خود یار او می شود وحق وحقیقت را می شناسد و تعبیر و تفسیرمی کند. و شما نیز بر این باور هستید که اختلاف بین پیروان ادیان و مذاهب و حتی مذاهب گوناگون یک دین بر سر مسائل روبنایی یعنی شرایع مذهبی است. و گرنه برسر حقیقت ادیان و طریقت دینی یعنی وجدانی و انسانی زیستن وراه راستی و رسیدن به خدا اختلاف اساسی ومهمی وجود ندارد. می توانیم با تکیه به آخرین دانش روز و البته بدون هیچ پیشداوری، به درستی حق را از باطل و راست را از دروغ جدا کنیم. و در زمان ارزش گذاری و انتخاب برپایه علوم دینی یعنی وجدان واخلاق وانسانیت، ارزش ها را ازضد ارزش جدا کرده و بهترین ها را انتخاب کنیم.
• حال با امید به اینکه مطالب بالا مورد پذیرش شما شرکت کنندگان دراین مجلس قرارگرفته باشد. وباعلم به اینکه اینجانب روحانی زرتشتیان هستم و هرچندبه مقام موبدی رسیده ام و رییس کنکاش موبدان زرتشتیان ایران هم می باشم و اطلاعاتی هم درارتباط با سایرادیان ومذاهب موجود درایران دارم . ولی نمی توانم خود را درمورد همه ادیان الهی صاحب نظربدانم و بشناسم. دراینجا کوشش میکنم که دراندازه دانش خود، به چند تقارب بین دین سپندینه زرتشتی که در کتاب گاتاها کتاب آسمانی ما زرتشتیان، آمده است و دین مقدس اسلام که درکتاب قرآن مجید که کتاب آسمانی مسلمانان جهان می باشد، آمده است، اشاره کنم. باشد که نمونه ای باشد در راستای یافتن تقارب بیشتر آیات بین ادیان آسمانی( خدایی)که هریک به زبانی کوشش دارند که انسان ها راخدا شناسی آموزند و به حقوق حقه خود آشنا کنند و آنها را درراستای تکیه به توانایی های خود و پیمودن پله های تعالی و تکامل تا رسیدن به خدای یکتا و بی همتا که اهورامزدا یا یهوه یا god یا الله ، خدا یا پدر و غیره نامیده می شود- رهنمون می شود. اشاره کنم:
1. دردین زرتشتی اهورامزدا خدای یکتا و بی همتا اهورا( هستی بخش ) مز دا(یعنی دانای بزرگ یا ابردانا) نامگذاری شده و شناخته می شود. وصراحتا دریسنا38بند8 می فرماید « ات . توا . مننگهی . پئو . ارویم . مزدا . یزیم . ستویی . مننکها. ونکه اش و پترم. مننگهو... » (یعنی آنگاه که با اندیشه روشن در تو نگریستم. دریافتم که تویی سرآغاز، تویی سرانجام و تویی آفریننده اشویی (راستی وپاکی وعشق اهورایی).که تویی داور دادگر اعمال جهانی.» . بنابراین هستی بخش (اهورا) را ابردانا(مزدا) میدانیم . درحالیکه انگره را تنها در «من» یا شخصیت انسانها می شناسیم. درآیه یسنا30 بند 10 میفرماید. که « ات . تا . مینیو. پئو . اوروی . یایما . خوفنا. اسره واتم . من هی. چا وچهی... » همانکه انسان آفریده شد، دونیرو در فکر او شکل گرفت، یکی نیک دراندیشه وگفتاروکردار( سپنته من ) ودیگری بد دراندیشه وگفتار وکردار ( انگره من). دانا نیک را برگزیند ونادان بد را. »و انگره ( اهره ) من راتنها در« من» یعنی دراندیشه انسان ها می داند و معرفی می کند. یعنی اهورامزدا حقیقت دارد ولی اهره من حقیقت ندارد وواقعیت دارد. مثل نورکه هستی دارد، ولی تاریکی عدم وجود نور است. دراوستا بارها میخوانیم که اهورامزدا « ارشوکرم ». « فرشوکرم» و« مرشوکرم » است یعنی هم عرش را آفریده و هم فرش یعنی گیتی و هم مرگ را آفریده است که به باورمازرتشتیان به مفهوم نازندگی است وبه مفهوم نیستی نیست.
ادیان دیگر نیز باور دارند که خدای یکتا وبی همتا آفریننده همه چیز درجهان هستی است و هرچه آفریده است ازروی حکمت آفریده و لازم وملزوم یکدیگرمی باشند و چیزی به نام بدی درجهان هستی وجود ندارد. بلکه شیطان چون از فرمان خداطبعیت نکرده است، ازدرگاه خداوند بزرگ رانده شده و مردم را به راه کژی وکاستی می کشاند. از این رو درآغاز نام بردن از خدای یکتاو بی همتا، شیطان را ازخود دور می کنند.
2. دردین زرتشتی یعنی آنچه که درگاتاها کتاب آسمانی ما زرتشتیان آمده است . انسان صاحب خرد و وجدان شناخته شده و باوصفیکه اشوزرتشت خود را پیامبردانسته و پس ازبرگزیده شدن به مقام پیامبری، مدت 10 سال درشهر خود به مبارزه می پردازد وموفق نمی شود و به عنوان پیامبرخودرا به شاه گشتاسب معرفی میکند و... می فرماید «سرتوتا گئوشا ییش وهیشتا اوانتا سوچا . منکها . آورنائو . ویچی تهیا . نرم . خو خیایی . تنوی . پرا . مزه . یا ئونگهو » یعنی به سخنان بهین گوش فرادهید. با اندیشه روشن درآن بنگرید . هرمرد وزن خود باید راه خویش را برگزیند. » درکتاب آسمانی مسلمانان قرآن مجید نیز می خوانیم که « لا اکره فی الدین » یعنی نبایدکسی را مجبوربه برگزیدن دین کرد.
3. دردین زرتشتی به اشویی یعنی راستی وپاکی وعشق به خداو طبیعت و بهداشت تن و روان ومحیط زیست بسیار اهمیت داده شده است. ومیفرماید « ائو پنته یو اشهه » ( راه درجهان یکیست و آن راه راستی است.) . دین مقدس اسلام نیز به «صراط مستقیم » بسیاراشاره کرده و باورمند است.
4. درگاتاها کتاب آسمانی زرتشتیان می خوانیم که : « با بهترین اندیشه وگفتار وکردارنیک ستایش هایم ای اهورامزدا به توتقدیم میکنم. ». دین مقدس اسلام نیز براین باور است که « هی الی خیرالعمل».(بشتابید بسوی خدا بااعمال نیکتان.)
5. دردین زرتشتی خداوند « شیدان شید » شناخته شده است. درقرآن مجید نیز نورالانوار شناخته شده و دردین موسی (ع) خداوند بصورت آتش بر موسی(ع) نازل می شود وغیره . ازاین رو قبله زرتشتیان نور است و بسوی نور می ایستند و به ستایش اهورامزدا می پردازند. آتش موجود درآتشکده شامل آتش نیاکانی باضافه آتش 16صنف گوناگون مسگر و زرگرو آهنگر وغیره تشکیل شده است که همانند پرچمی مقدس برای زرتشتیان مورد احترام است. قبله هریک از ادیان الهی نیز بسته به سویی ویژه تعیین شده است تا پیروان همه باهم همازور وهم نیروگردند وبه وحدت برسند.
6. دردین زرتشتی « نماز » یکی ازارکان دین است. ما زرتشتیان درپنج نوبت که پنج گاه نامیده می شود خدا را پرستش میکنیم. مسلمانان نیز درروز پنج وعده خدارا پرسش می کنند.
وبسیاری ازتشابهات وتقارب های دیگر مانند «باوربه برابری انسان ها. » و« باوربه داد ودهش ووقف کردن مال» . « باوربه همازوری با نیکان و وهان جهان ». «باور به جهاد اکبر یعنی جهد وکوشش در راه دانا کردن ودانایی بخشیدن مردم واستقرار نیکی ها وصلح و آرامش درجهان » وغیره که براستی اگر بخواهیم به هریک ازآنها اشاره ای داشته باشیم. بسیاربه درازا خواهدکشیدو اینجانب بامطالعاتی که بادیگرادیان کرده ام تشابهات زیادی یافته ام.
بی تردید اگرما ایرانیان برپایه فرهنگ ایرانی با پیشینه چندین هزارسال که درسنت ها وآداب ورسوم و در هنر و شعرو اندیشه های شاعران وبزرگان و همه ما پیروان ادیان توحیدی ساکن درایران بزرگ تاثیرگذارده است، به هم اندیشی به نشینیم وگفت وشنودکنیم به اشتراکات بسیار زیادی خواهیم رسید و دلهایمان به یکدیگر بیش ازپیش نزدیک خواهدشد و به یگانگی وبه وحدت بیشترخواهیم رسید.
فراموش نکنیم که ماایرانیان دارای چنان فرهنگ انسانی واخلاقی بوده ایم که دوهزاروپانصد سال پیش حقوق بشر را نوشته ایم. ونفوذ باورپایه های یکتاپرستی و اخلاقی و انسانی ایرانی در اندیشه های مذاهب گوناگون اسلام و مسیحی و یهودیان واقع درمحدوده شرق زیادبوده استکه تفکرات همه پیروان این ادیان گوناگون به هم بسیارنزدیک تراست تا به باورهای مادی گرای غربی ها. وباید بپذیریم که مادرهمیشه تاریخ بیشتر به دنبال بیدارکردن دین فطری و دیده دل و هشیارکردن وجدان انسانی وبرانگیختن احساسات انسانی بوده ایم تاغربی هاکه بیشتربه تکیه برعقل تنهاتاکیدداشته اند.
بسیاری ازغربی ها به مذهب «اصالت خرد » معتقد هستند درحالیکه ما شرقی ها کوشش داریم که «دائنا یا وجدان » را نیز درتمام مراحل تکامل و پیشرفت بشری درکنارخرد هشیارو بیدار نگاه داریم.
به نظراینجانب، لازمست ما روحانیو ن مذاهب گوناگون کوشش کنیم که مردم را با آموختن دانش دین، به توانایی معنوی بالقوه ای که دارند، بیشتر آشنا کنیم وچنان انسانیت واخلاق آموزیم که ازدامنه دین یعنی وجدان بیدارانسانی و پای بندی به همه موازین اخلاقی،راستی و نیکی خارج نشوند و در زمان گفتگوی ادیان بخش های دینی وکتاب آسمانی را ازکتاب ها و رسوم و آیین های مذهبی و دیدگاه هایی که روحانیون مذاهب دردرازای تاریخ در کتاب های خود آورده اند و کارهایی که پادشاهان وسلاطین انجام داده اندرا ازیکدیگرجدا کنیم وآنگاه به گفت وشنود به نشینیم.

به نظرمی رسد که آرمان اشوزرتشت، صدای همه پیامبران است که از ژرفای تاریخ به گوش می رسد که همگی دین مداران «خواستاریم اززمره کسانی باشیم که مردم را به سوی راستی و نیکی. وجهان را بسوی آبادانی وپیشرفت رهنمون باشیم. ». امیداست ما زرتشتیان نیزبتوانیم پابه پای دیگر هم میهنانمان دین دارودین یار راستی جو ازهردین ومذهبی که باشند، درآبادانی و گسترش نیکی وراستی کوشا باشیم.

پیشنهاد آقای «هویک بهبو» نمایندمحترم ایرانیان یهودی در مجلس شورای اسلامی را نیزمورد پذیرش اینجانب به عنوان رییس کنکاش موبدان زرتشتیان می باشد که به یاری خدا. موسسه یا NGO ای زیر فر نام «تقارب ادیان» تشکیل گردد. که بتوانیم همگی روحانیون دراین مرکز«برنده برنده» بیاندیشیم، باهم به گفت وشنود به نشینیم.

به یاری اهورامزدا. اینچنین باد . اینچنین تر باد.

تن تان سالم وپرتوان . خردتان دانا و پویا و وجدان تان هشیارو بیدارباد

موبد دکتر اردشیرخورشیدیان . رییس انجمن موبدان تهران . 30/ آبان/ 89

 
 
 
 
 

دین زرتشتی

جستجو

 
 

 

 
  تمام حقوق مادی و مینوی این تارنگار وابسته به انجمن موبدان تهران بوده
شایسته است كه اگر بخشی را استفاده می‌كنید، نام اين تارنگار را یاد آور شوید
مدیر تارنگار: رامین شهزادی‌ | برنامه نويس: بهرام كوشكی | نام یاری دهندگان
All rights reserved for Council of Tehran Mobeds ©2017
It is necessary to state the title of this site in case of using any parts
Moderator:Ramin Shahzadi | Developer:Bahram Kooshki |Teammate