انجمن موبدان

- برگ نخست
- درباره ما
- تاریخچه این انجمن
- موبدان بزرگ
- گات‌ها
- خرده اوستا
- سالنمای زرتشتی
- پرسش و پاسخ
- فرستادن پرسش
- پیام‌ها
- رویدادها
- آیین‌های زرتشتی
- دین دبیره
- تاریخ زرتشتیان
- آتشكده‌ها
- زیارتگاه‌ها
- نگارخانه
- واژه نامه
-کتابخانه
- پیك‌های انجمن
- تماس با ما
 
 

 

 
سخن اندیشه برانگیز
 
 

هر درمی و دیناری که امروز در این کار نیک و عمل خیر هزینه شده یا می‌شود ، پروردگار و امشاسپندان از گنجی که سود همیشگی آن فراوانی‌، گشایش‌، آبادی‌، نیکی و خوبی است به خیرات کننده باز خواهند داد‌– هرکسی که در یک روز هزار نفر مردم نیکوکار و پاکدل را خوراک دهد ، از این کار ایدون سبکبال و خرم و آسوده خاطر باشد.( اوستا: همازور دهمان)

 
 
 
 
 

اين نقش که درتخت جمشید و سردر برخي ساختمان‌های زرتشتیان مي بينيم، فروهر است. هر پرچمی وهر نمادی بار مینوی در بردارد که بایستی برای درک مفاهیم آن به جزيیات بیشتر توجه کرد. پرچم ما وایتالیايی ها یکی است، سه رنگ سبز و سفید و قرمز دارد. در پرچم ما ایرانیان، سبز بالا و سفید میان وقرمز پايین است. ما ایرانیان به جهانیان اعلام می‌كنيم که نخست سبزکه نماد سرسبزی و شادی و آبادی و خرم کردن است را دوست داریم، سپس رنگ سفید را (که نماد بهمن و نیک‌منشی و آشتي و دوستی می‌دانیم)، می‌خواهیم و در پايان اگر مجبور شدیم، به رنگ قرمز یعنی اسلحه برای دفاع از کیان ملی و فرهنگی خویش روي مي‌آوريم. ولی ایتالیايی‌ها این سه رنگشان عمودی است یعنی میگویند برای آبادانی کردن و صلح و جنگ به یک نسبت ارزش می‌گذارند.

«فروهر» هم یک نماد باوری زرتشتیان است. در باور بهدینان همه موجودات از ذره‌ای از نورهاي بی‌پایان اهورامزدا برخوردار هستند و این نیروی اهورایی که «فروهر» نامیده می‌شود، به انسان به میزان بسیار شایسته‌تری بخشیده شده است. فروهر به چم فره پیش برنده است که به روان انسان نیروی خارق‌العاده، شناخت قوانین اشا و ابداع واختراع و یاری رسانیدن به اهورامزدا در دگرگونی و پيشرفت جهان را می‌بخشد.

پادشاهان هخامنشی هم باور داشتند که ازفروهر ویژه‌ای برخوردار هستند که آن را «فره‌شاهی» می‌نامیدند و توان زیاد خود را به سبب برخورداری از این نیرو می‌دانستند که در سنگ‌نوشته ها، بارها یادکرده اند. آن‌ها دستور دادند که نگارگران و نقاشان بر پايه این باور، نگاره ای بكشند تا نشان هخامنشیان شود. نخست این نگاره به گونه شاهینی بود که بدنی از انسان هخامنشی داشت. سپس بال و دم و سایر بخش‌های این پرنده نیز بر پايه باورهای زرتشتیان كامل شد و بدين‌گونه مهر رسمی داریوش و سایر پادشاهان هخامنشی شده، درهمه‌جای تخت‌جمشید و نقش رستم و سربرگ همه سنگ‌نوشته‌ها در همه‌جای کشور پهناور ایران آن روز به عنوان نماد دولت هخامنشی بر سینه کوه‌ها و صخره‌ها وکاخ‌ها وحتی گورها حک شد. این نگاره مانند صلیب برای عیسویان یا کعبه برای مسلمانان یا ستاره داوود برای یهودیان، آرم و نشان زرتشتیان جهان است. بسیاری از مفاهیمي كه اشوزرتشت آموزش داده را در آن می‌بینید. اين مفهوم‌ها را همگي بايد بدانند و از این پیام‌های زیبا واندیشه‌برانگیز و انسان‌ساز بهره گیرند و به امید خدا موجب يكپارچگي وهم‌بستگی بیشتر همه ایرانیان شود تا در ساختن ایرانی آباد وآزاد، کامیاب باشند.

اين نگاره، انساني رادر شكل پيرمردي بالباس آراسته نشان ميدهدكه باقامت برافراشته ايستـاده وباسري پوشيده روبسوي خاور دارد و به شكل پرندهاي باشكوه و پرتوان بابـالهاي گشاده درحال پرواز ودرحال عبورازحلقه ايست كه درميان دارد. آن، حلقه مهر(عهد وپيمان )رادر دست چپ گرفته وبا دست راست درحال نيايش اهورامزدا است. اين نگاره بسيارپرمعني، شايد يكي از نخستين نقاشيهاي سوررئاليستي(دربردارنده مفاهيمي فلسفي)درجهان باشدكه آشكارا، مفاهيم آرمانی يك زرتشتي راستين رابه تصویرمیکشد، وبه صورتي فشرده به بيننده نشان میدهد:

1-پيرسالخورده باقامتي برافراشته ، نشان دهنده دانش وتجربه فراوان است .

2-نگاره با سري پوشيده، رو بسوي خاوربا دست راست خود درحال نيايـش اهورامزدا است. درفرهنگ زرتشتي نوروروشنايي نماد« اشـا»(راستي وپاكي)وطلوع نماد اميدوشادي است.

3-حلقه مهر، دردست چپ كه باوربراين است كه به دل نزديكتراست،آن سوی اين حلقه كسي نيست، يعني پيمانبستن باخدارا نشان ميدهد(درآيين مهر پرستي كه پیش ازاشوزرتشت درايران رواج داشت،حلقه مهر،نشانهاي ازگردی خورشيد و نمادمهر وپيمان بود،كه توسط زرتشتيان نيزپذيرفته شدودركتيبههاي باستاني ايران دو نفررا درحال بستن پيمان باحلقه مهر میبینید. بعدها اين حلقه توسط همه مردم جهان باهمان مفهوم به‌كارگرفته شدوكوچك شده، ویژه پيمان ازدواج شدكه همسران به انگشت دست چپ همسرخود مي نمايند.)

4-بالهاي برافراشته،دودست پرنده رانشان ميدهدكه داراي سه رديف بال بوده وباتمام وجود درحال پروازاستونشان ميدهدكه هرزرتشتي بايستي هميشه بابالهاي برافراشته هومت و هوخت وهورشت(انديشه وگفتار و كردار نيك) خودرادرحال پروازنگاه داشته،ازافتادن به كاستيها وكژيهادور نمايد. همه انسان‌ها توانايي اهورايي زيستن رادارند، ولي اينگونه پروازپیوسته، تنهاكارشايسته جويان است كه آموزش وتجربه وتمرين ميخواهد.

5-حلقهايكه اين انسان سالخورده رادرميان ميگيرد، نشاندهنده اين جهان خاكي است كه هيچكس راچارهاي جزعبورازآن نيست(ايرانيان باستان به گرد بودن زمين پي برده بودهاند). شايسته است كه انسان با اين همه توان فردي و اجتماعي كه خداوندبه اوبخشیده است، بتواند براي خودودیگر مردم، بهترين جهان مينوي يا«وهيشتم مينيو» را سازنده باشدو با انسانـيترين روش مـمكن زندگي كرده ازاين حلقه فانـي بگذرد.

6-دُم پرنده نيزداراي سه رديف است كه نشانده دُژمت ودُژوخت و دُژورشت يا انديشه و گفتار وكرداربد است كه هرچند انسان را ازآن گريزي نيست وبا اين انديشههابه دنيا ميآيدواز جهان درميگذرد ودرپرواز او نقش بازي ميكند،ولي يك انسان آرماني زرتشتي بايستي بديها را به زيرانداخته واز رفتارهای ناشایست تامیتواند،دوري كند.

7-دو پاي پرنده بصورت دونوارگرد است كه نشان دهنده سپنتهمن وانگرهمن است كه درنهاد همه مردم نهاده شده است.اين دو در باور اشوزرتشت،گوهروهمزادهستندوانسان تنها موجوديست كه به سبب برخورداري ازمنه(خرد)ودَ اِ نو(وجدان)،بااراده واختيار كامل، ميتواندهمه سپنتهمنهارا برگزيندوباانگرهمنها، درحال نبرد هميشگي باشد.

اميد است همه ایرانیان بویژه جوانان، بيش از پيش به اين نگاره بسيار بامفهوم كه شـايد يكي از بزرگترين هنر نياكان بافروشكوهمان بوده است، توجه ويژه‌اي داشته، باخودشناسي وخودباوري به فرهنگ پرباروپرازافتخاروسراسرزيباي ایرانیان پي برده وچنان زندگي كنيم كه پيامهاي اين نگاره پراز رازورمز از بيندگانش خواستار است. باورهاي اهورايي نیاکان را پايه زندگي انديشمندانه خود قراردهيم وبا يافتن وگزینش وپـيروي از بهترين روش

بزرگ‌ترين معجزه اشوزرتشت كتاب گات‌ها است. البته دربخش‌هاي گوناگون اوسـتا و در تاريخ و روايت‌هاي ديني ما زرتشتيان معجزه‌هاي بسياري را به اشوزرتشت نسبت داده‌اند: مثلا همه ما زرتشتيان باور داريم و تاريخ‌نويسان يـوناني نيز تایید كرده‌اند كه وقتي اشوزرتشت به دنيا آمد، برخلاف همه نوزادان، شروع به خنديدن كرد و همه شگفت‌زده شدند. يا در زمان ارايه دين خود به مردم، آتشي در دست داشت كه بدون چوب و سندل مي‌سوخت، يا با بر زمين فرو كردن عصايي كه در دست داشت ، در شهر كاشمر «سروی » كاشت كه وقتي رشدكرد، به اندازه‌اي بزرگ شد كه ده‌ها گله و رمه در زير سايه آن استراحت مي‌كردند و هزاران مرغ لانه داشتند و تا زمان متوکل عباسي نيز هنوز سرسبز و خرم بود و در تاريخ ثبت است كه وقتي به دستور این خلیفه عباسي، سرو را براي ساختن كاخ او بريدند و به بغداد بردند، چهل هزار شتر اين سرو را حمل مي‌كردند و بسياري معجزه‌هاي ديگر. و باز هم تاكيد مي‌كنيم كه از ديدگاه موبدان و بسياري از اوستاشناسان، بزرگترين معجزه اشوزرتشت پيام اهورايي اوست كه در کتاب آسمانی گات‌ها به جهانيان هديه شده است و خود اشوزرتشت هم اين پيام‌ها را«مانتره » می‌داند و مي‌نامد. هم سرودن (تلاوت كردن) بندهاي گات‌ها روح انسان‌ها را تر و تازه مي‌كند و آرامش مي‌بخشد و هم معاني و مفاهيم آن‌ها انسان را به راه راستي و پاكي و خداخواهي و خداجويي و اشويي هدايت مي‌كند

همه می‌دانند که در باور دینی زرتشتیان، خداوند، اهورامزدا نام دارد. درحالی‌که ما به شیطان، «انگره» یا «اهرمن» می‌گوییم و اگر به دو خدا باور مي‌داشتیم، بايد به خداوند می‌گفتیم اهورا(هستی‌بخش) مزدا(ابردانا و حکیم) وبه شیطان می‌گفتیم انگره اهورا(هستی‌بخش بد). انگره، در زبان سانسكریت و انگلیسی (ANGRY)به مفهوم بیرون از تعادل و بدترین حالت روانی است و تنها در«من» یا اندیشه انسان‌ها وجود دارد. پس « انگره‌من» به چم اندیشه بد و پلید و تباه‌کننده است و وجود خارجی ندارد که در برابر خداوند قرار داشته یا نداشته باشد و تنهادر برابر« سپنته من» که آن هم دراندیشه انسان‌ها موجود است و پاک و راست و سازنده است، قراردارد. ما در تمام بخش‌های اوستا، می‌خوانیم« شکست اهریمن باد» و نابودی او را می‌خواهیم، چرا که می‌دانیم اهریمن در اندیشه و وجود انسان‌های بد و نادان است و ما انسان‌ها توان این را داریم که با آن‌ها مبارزه کنیم که به یاری اهورامزدا اين مبارزه را انجام مي‌دهيم و حتما هم پیروز خواهیم شد.

همانگونه که میدانید،کیش(مذهب) زرتشتی نيز مانند همه مذاهب ديگر، ازدوبخش كتاب و سنت تشكيل شده است،كتاب آسماني ما زرتشتيان «گاتها» نام دارد،كه پيامهاي آسماني بوده، كتاب ديني ما مزداپرستان راتشكيل ميدهد و كتابهايي كه اززمان اشوزرتشتتاپایان دوره ساسانیان به وسیله موبدان بزرگ از روي نیازاجتماعي وسياسي زمانه نوشته شده را روي‌هم‌رفته «اوستا»مينامندو سنت‌ها و آداب ورسوم ویزشن ونیایش ودرودوستایشهاوقانون‌هاي مذهبي زرتشتيان را تشكيل ميدهد. خوشبختانهبخش ديني(كتاب) ماازسنت(بخش مذهبي) به روشني جدا است، بنابراین باورهای این دوبخش را ميتوان به سادگي از يكديگر جدا كرد.

همانگونه که میدانید،کیش(مذهب) زرتشتی نيز مانند همه مذاهب ديگر، ازدوبخش كتاب و سنت تشكيل شده است،كتاب آسماني ما زرتشتيان «گاتها» نام دارد،كه پيامهاي آسماني بوده، كتاب ديني ما مزداپرستان راتشكيل ميدهد و كتابهايي كه اززمان اشوزرتشتتاپایان دوره ساسانیان به وسیله موبدان بزرگ از روي نیازاجتماعي وسياسي زمانه نوشته شده را روي‌هم‌رفته «اوستا»مينامندو سنت‌ها و آداب ورسوم ویزشن ونیایش ودرودوستایشهاوقانون‌هاي مذهبي زرتشتيان را تشكيل ميدهد. خوشبختانهبخش ديني(كتاب) ماازسنت(بخش مذهبي) به روشني جدا است، بنابراین باورهای این دوبخش را ميتوان به سادگي از يكديگر جدا كرد.

استوارشدن داد وراستي ودرستي وآزادي و همه نيكيها در جهان آرزوي همه انسانها ازجمله زرتشتیان بوده و هست و«اميد» مهمترين پايه مینوي هرانسان و هرجامعهاي است كه مردم را زنده وشاداب وسرپا نگاه داشته ، انرژي ميبخشد و به پويايي ميافزاید.

واژهسو(SU) به چم «سودرساننده» استو نخستین باردر«گاتها» مطرح ميشودو اشوزرتشت خود را سوشيانت ميداند. در گاتها يسنا هات 34 بند 13 ميفرمايد: «اي مزدا اهورا، راهي را كه به من نشان دادي راه آموزش«سوشيانت» هاست، كه «نيكي» در پرتو «راستي» و« شادي» به‌دست آيد.» برپایه اين باور،سودرسانترين ونیکترین فرد هرزمانه را بايد سوشيانت آن زمان دانست. و هركس درگیتی ميتواند باكوشش و پشتكارودانش اندوزی و بابرخورداری از وجدان وخردو فراگیری و پرورش اخلاقيات وویژگیهای انساني، به اين برترین پایه آدمیت رسیده وسوشيانت زمان خود شود.

در«يسنا»نخستين ونزديكترين بخش اوستابه گاتها،كه به‌وسیله شاگردان اشوزرتشت نوشته شده نيزآمده که: وظيفه سوشيانت پاك كردن جهان ازبدي و گسترش آيين راستي و نيكي است. دربخشهايي ازاوستا نيزآمده كه سوشيانت «استوت ارت»رستاخيزكننده و«واخشيت نمنگهه» يعني خوشبختيافزاخواهدبود. ازاين ديدگاه نيزماموريت سوشيانت برانداختن دروغ وناراستي و برقراري نيكي ازراه راستي وشادي ونه ازراههاي قهرآميز وغيرانساني است.

واما انديشه «اوشيدر» يا «موعود پاياني» دربخش‌هاي بعدي اوستا درمذهب زرتشت وارد شده است. دانشمندان معتقدند كه اين باور به مفهومي كه اكنون در بين زرتشتيان مرسوم است وبنام «اوشيدر ماه واوشيدربامي» ناميده مي‌شود، از يهوديان به باور ايرانيان وارد شده است. يهوديان باوردارند كه «ما شيه يا مسيح موعود»خواهد آمد و قوم يهود را به عزت و پيروزي خواهد رسانيد و عدل و داد را در جهان برقرار خواهدكرد. بر اين اساس، باور نیاکان نیز بر اين بوده كه اشيدرماه، اشيدر بامي و در پایان سوشيانس سه پسران اشوزرتشت هستند كه هر هزار سال به‌ترتيب به گیتی مي‌آيند و هنگامي‌كه سوشيانس ظهوركند، رستاخيزمیشود و سرتاسر جهان را پاكي ونيكي فرا خواهد گرفت و عدل و داد و خوشبختي فراگیر خواهد شد.

و اما پس از یورش تازیان، اين باور دربين زرتشتيان، به‌صورت اميد به آمدن«شاه بهرام» تجلی كرد که البته منظور زرتشتيان « بهرام ايزد» يا فرشته بهرام است كه در حالت انساني شايسته، ظهور خواهد كرد و عدل و داد و راستي و نيكي را در جهان استوارخواهد كرد. ولي دانشمندان دين، باور دارند كه چون بهرام گور پادشاه ساساني بوده كه در دوره او ايران به سربلندي و دارایی و آرامش و آسايش افسانه‌اي رسيده، در يـاد و خاطره زرتشتیان، شکوه دوران او پابرجا مانده و آرزوي ايرانيان زرتشتي اين اسـت كه دوران بزرگی و شكوه «شاه بهرام» دوباره بازگردد و زرتشتيان عزت و توان كاسته‌شده خود را بازيابند. به ویژه پس ازمبارزه‌هاي ابومسلم و طاهر ذواليمينين و خانواده صفار و ديالـمه و غيره، هرچند ايرانيانتوانستد خلفاي تازی را از سرزمين خود بيرون كنند و گروهی از زرتشتيان به هند رفتند، همواره بين زرتشتيان ايران و پارسيان هند، اين «اميد» بزرگ بوده كه توسط شخصي به نام«شاه بهرام» بزرگی و شكوه ايران دوباره باز مي‌گردد و با بازگشت او، همه نيكي‌ها، جهان را فراخواهد گرفت.در«بهمن يشت » بخش 3 فرگرد 14 تا 17 آمده است كه:

((بهرام از پشت شاهان كياني در روز اورمزد و آبان ماه (25مهرماه خورشیدی) متولد مي‌شود، در هنگام زایش او از آسمان ستاره ريزد و چون به سن سي سالگي رسد، رستاخیز کند.))

روانشاد موبد رستم شهزادي دركتاب مجموعه سخنراني‌هاي خود ذكر مي‌كند كه باور به نجات‌بخش(موعود) سبب شده كه ملت‌هاي شكست‌خورده وزجركشيده كه دچار سختي‌ها و كاستي‌ها و بدبختي‌ها وناملايمات شده و بردگي و اسارت وکشتارجمعی و بیداد وستمِ بسيار كشيده، اميد را در دل زنده نگاه دارند، تا بتوانند شكيبايي و بردباري و مبارزه را با اميد بي‌كران به انجام رسانند و بـا باور به نجات‌بخش(منجی) اميدوارند كه روزي دوباره شکوه گذشته خود را بازيابند. آنچه آشکار است در فرهنگ زرتشتي آمدن موعود آخرالزمان پايان گيتي نبوده، بلكه پايان بدي‌ها و نارسايي‌ها است. از آن زمان به بعد ستم و بي‌عدالتي و گرفتاري‌هاي انسان‌ها پايان خواهد يافت و داد و راستي و نيكي سرتاسر جهان را فراخواهد گرفت. اين آرزوی بشری، ناممكن و غيرقابل دسترس نيست و روزي همه انسان‌ها به اين آرمان دست خواهند يافت.

تاريخ بشر،در سرتاسر اين جهان خاكي، نشان مي‌دهدكه بارها و بارها به نام آزادي، آزادي وبه نام برقراري داد، عدالت سركوب شده است و از اين رو، باور به آمدن موعود در بين همه ملت‌ها وجود داشته و دارد، و اين جمله «اي بزرگ‌ترين آرزوبيا»كه در چراغاني خيابان‌هادیده مي‌شود، براستی آرزوي همه مردمان جهان است. باور به آمدن«بهرام يا سوشيانت» در بين زرتشتيان و«ماشيه» در بين يهوديان و بازگشت«مسيح» در بين عيسويان يا آمدن «مـهدي(ع) » موعود در بينمسلمانان و«ميتريه» در بين بوداييان و غيره همه يك هدف و يك آرزو را دنبال مي‌كند و آن استوار شدن داد و راستي و همه نيكي‌ها در جهان است. بايد توجه کردكه نمي‌توان اميد داشت كه با وسيله‌هاي نامقدس به هدف مقدس رسيد. و اگر به یاری خداوند بزرگ همه اين مفاهيم بسيار والا و مقدس به زور شمشير استوار شود، نمي‌تواند پايدار و ابدي بماند، مگر اينكه ما انسان‌ها از هر دين و مذهبي كه هستيم اختلافات را كنارگذاشته و بيشتر به مشتركات بپردازيم و با يكديگر يكدل و همراه شده و با دانش اندوزي و به‌كار گيري خرد و وجدان فردي و اجتماعي، اين معنی‌هاي پاك و سپنته آزادي وعدل وداد و وغيره را كه آرمان همه مردمان نيك جهان است، به خوبي بشناسيم وبه راستي به‌کاربندیم تا با درك درست وگسترش نيكي‌ها، شایستگی داشتن اين چنين جامعه آرماني را بدست آوريم كه هم آمدن اين موعود پاك انساني شتاب گیرد و هم آيندگان بتوانند استواری اين ویژگی‌های نيك انساني را در جهان براي هميشه پا برجا و پايدار نگاه دارند.

پيام‌هايي كه پايه دين زرتشتی را تشکیل می‌دهد، هرگزقدیمی نمي‌شود و نه تنها براي انسان‌هاي امروزي، تازه و بكر و عملي و قابل پياده كردن است؛ بلكه تا انسان وجود دارد، اگر اين اصول را پايه باورهاي خود قرار دهد و پاي‌بند آن باشد هم خود مي‌تواند فرد شايسته و پيروزي باشد و هم قادر است جامعه انسانی را به سوي رسايي وكمال هدايت نموده و جهانی را آباد و آزاد سازد:

 

1-باور به يكتايي خدا: نخستين پايه دين، باور به يكتايي خداست. خدايي بی‌همتا كه اهورا (هستي‌بخش) و مزدا (بزرگ دانا) نام دارد. اين دو صفت يعني بزرگي و دانايي هم‌آهنگ و از هم جداناشدني است. خدايي كه درهمه‌جا و در همه‌چيز در تجلي است و هرچه را آفريده نيك ولازم و ملزوم يكديگر آفريده و خلاصه خدايي كه صفات كامل آن در نماز «صدويك نام خدا» شرح داده شده است: ایزد (سزوارستایش)، هروسف آگاه (بر همه چيز آگاه) ، هروسف توان و غيره .

 

2-باور به پيامبري اشوزرتشت: اشوزرتشت نخستین پيام‌آوري بود كه پس از تردید كردن به باورهاي گذشتگان خود، پس از ده سال انديشيدن در كوه اشيدرنه، ازسوي اهورامزدا به پیامبري برگزيده شد و از یکتاپرستی(توحيد) و پیامبری خود(نبوت) وجهان مینوی (معاد) خبر داد و پيام خود را مانتره (برانگيزنده انديشه) ناميد و از دين (دَ اِ نو) به مفهوم وجدان سخن به ميان آورد. وي باورهاي اهورايي خود را به مردم ارايه كرد و با تاسیس انجمن مغان، قوانین مذهبی خود را از راه انجمنی بنیاد نهاد. با تربیت مبلغین مذهبی، آرام آرام دين او بخش بزرگي از اين كره خاكي را دربرگرفت و پيروان او«‌مزد‌يسنان» يا مزدا‌پرستان ومذهب او «‌ زرتشتی‌» ناميده شدند.

 

3-باور به جاودانگي روان و جهان واپسين (جهان مينوي): اشوزرتشت آموزش داد که مرگ به مفهوم نیستی حقیقت نداشته و تنها زندگی و نازندگی (شکل دیگری از زندگی) وجود داشته و جهان از دو بخش گیتی ومینیو تشکیل شده که این دو به هم پیوسته‌اند و از یکدیگر جدا نیستند. وهیشتم مینیو(بهترین جهان مینوی) پاداش روان نیکوکار و اچیشتم مینیو(بدترین جهان مینوی ) پادافره روان بدکاران خواهد بود.

 

4-باور به اشا(راستي وهنجار): اشوزرتشت نخستین كسي است كه به وجود هنجار در هستي پي برد و از حاكم بودن قانون «اشا» در جهان هستي (گيتي ومينو) سخن گفت. وي فرمود انسان توان دارد كه به سبب برخورداري از خرد از قوانين«اشا» سردرآورد و از آن استفاده يا حتی سوء استفاده كند و آموخت كه انسان تنها زماني مي‌تواند خوشبخت زيست كند كه قوانين اشا را به‌درستي بشناسد و خود را با قانون ابدي (اشا) هم‌آهنگ وهمراه سازد.

 

5-باور به گوهر آدمي و آدميت: بر پايه آموزش‌هاي اشوزرتشت، تمامانسان‌ها از هر جنس و نژاد و مذهب داراي وجدان(دانو) و منه (خرد) بوده، ازجسم و جان و روان و فروهر به‌گونه‌اي بسيار بالنده تر از همه موجودات جهان برخوردار هستند. انسان توان تشخيص نيك از بد و ارزش گذاري را دارد. او در انتخاب راه و ساختن سرنوشت خویش كاملا آزاد است و توان شناخت قوانین حاکم بر طبیعت را دارد. روي‌هم‌رفته، به تعبیر اشوزرتشت همه انسان‌ها، مینوی بوده، «من» دارند و مي‌توانند منِ خويش را به هرحالتی كه دوست دارند، هدایت کنند؛ يعني داراي بهترين منش (سپنته‌من) يا بدترين منش (انگره‌من) شوند. که البته وظيفه هر زرتشتي پيروي از سپنته‌من ومبارزه خردمندانه با تمام نيروهاي انگره‌من یا اهرمنی درون و برون است.

 

6-باور به هفت پايه كمال: اشوزرتشت اهورامزدا را داراي شش فروزه: وهومن(منش یا انديشهو گفتار و كردار نيك)، ارديبهشت (راستي و پاکی وعشق اهورايی)، شهريور (شهریاری بر خویش و چيرگي بر نفس)، سپندارمزد (مهر و فروتنی و وفای به پيمان)، خرداد(دانش و تجربه‌اندوزی وكمال جويي)وامرداد (بي‌مرگي و جاودانگي) مي‌شناسد و مي‌آموزد كه هركس با تمرين و پيگيري از اين شش فروزه اهورايي به گونه‌اي كامل برخوردار شود، درپايه هفتم تكامل خويش به جز خدا نمي‌بيند و با او يكي مي‌شود. اين باور اهورايی، در دوران‌هاي پس از آن، به گونه باور به هفت شهرعشق، هفت خوان رستم وغیره درعرفان ايراني برجاي مانده است.

 

7-باور به داد و دهش و دستگيري از نيازمندان: دين زرتشتی دورنگهدارنده جنگ‌افزار و آشتي‌دهنده است و خوشبختی را شایسته كسي می‌داند كه خوشبختي ديگران را فراهم می‌نمايد. بـاور به اينكه هركس در هر درجه مادي و مینوي مي‌تواند و بايد به ديگران ياري‌رسان باشد، گذشت و فداكاري (خويت ودس)‌ و باردادن مادی و مينوی به دیگران، در دين زرتشتی به گونه آيین (سنت) های اشوداد(وقف) و گاهانبار وجشن‌خواني‌هاو بخشش(ميزد) و غيره، به‌گونه‌اي آبرومند برجاي است و اين از ويژگي‌هاي دین مزدیسنی است.

 

8-باور به سپنته بودن چهار آخشيج: سپنته (مقدس ) دانستن آب و باد و خاك و آتش و پاسداری از محيط زيست بر هر زرتشتی بایسته(واجب) است.

 

9-باور به فرشكرد بودن: بنا برآموزش‌هاي گات‌ها، ما خواستاريم از زمره كساني باشيم كه جهان را به‌سوي پيشرفت مي‌برند و با تمام توان در پويايي انديشه وگفتار و كردار و آباداني جهان سهيم گرديده فرشكرد (تازه كننده جهان) هستند. هربهدين بايد كوشش كندکه با آوردن نور بر تاريكي و با دانش برناداني پيروز شود. مثبت‌نگري ويافـتن روش‌هاي جديد در زندگي برای رسیدن به اهداف انسانی ( فرشكرد ) مشترک يكي ازمهم‌ترين پايه‌هاي اساسي دين زرتشت است.

 

هركدام از اين 9 اصل رامي‌توان به درستي بازکرد و در مورد آن‌ها ساعت‌ها گفتگو كرد و كتاب‌ها نوشت ولي آشكار است كه اين باورها هرگز قديمي نخواهد شد

درکهن‌ترین کتاب مدون دینی که تاکنون به دست آمده و گات‌ها نامیده می‌شود وکتاب‌ آسمانی ما زرتشتیان است، اشوزرتشت برای نخستین بار این باور را مطرح می‌نماید که جهان از دو بخش گیتی ومینیو تشکیل شده که باهم و درهم بوده و از یکدیگرجدا نیست. انسان به سبب برخورداری از خرد و وجدان و روان و فروهر، موجودي مینوی است و چون«من» دارد، می‌تواند از مرز غریزه بگذرد و منِ خود را کامل در اختیار گرفته، به سوی هومنی یا اهرمنی هدایت كند. پس «روان» که مانند چشم و گوش و زبان، جای ثابتی نداشته، سکان بدن را در اختیار دارد، مسوول است و باید پاسخگو باشد و پادافره رفتار خویش را هم در این گیتی و هم در جهان واپسین، بر پایه هنجاری که در هستی به‌دقت برقرار است و قانون اشا نامیده می‌شود، دریافت كند و درحقیقت، هرکس همان می‌درودکه می کارد.

در باور زرتشتی، فروهر پس از مرگ به اصل خویش، اهورا مزدا باز می‌گردد. درحالی‌که روان، در روز چهارم پس از مرگ از بدن جدا می‌شود و در دادگاه عدل الهی به داوری مهر و سروش و رشن و اشتاد محاکمه می‌شود و در وهیشتم مینیو(بهشت) یا در اچیشتم مینیو(دوزخ)، جای می‌گیرد و پس از کیفر پادافره خویش که بيشينه سی سال طول خواهد كشید، در گروسمان یا خانه نور و سرود، به فروهر خویش می‌پیوندد. به همین سبب است که بهدینان مرگ را پايان زندگی ندانسته، نازندگی یا شکل دیگری از زندگی می‌دانند، ازاین‌رو پس از درگذشت عزیزانمان، پرسه می‌گیریم وسیاه نمی‌پوشیم و گریه و زاری زیادی نمی‌کنیم. البته بهشت (بهترین جای مینوی که درتصور می‌گنجد) و دوزخ(خانه دروغ) در باور زرتشتی، جایی مینوی است که جزییات آن از درک انسان خارج است، وهمه پادافره، چه خوش‌آیند وچه ناراحت‌کننده، جنبه فیزیکی و تنبیه یا تشویق بدنی نداشته، روحی وروانی است.

1738 سال پيش ازمیلاد، اشوزرتشت ازروی شناخت کامل، پايه دين خود را بر يكتاپرستي استواركردونمازرانيازبشـر وتنها سزاوار اهورا مزدا(داناي بزرگ هستيبخش) دانست. البته نوروآتش در همه مذهب‌ها، نشانه انوارالهي ونمادپروردگاربه شمارميآيد.درتورات موسي(ع) يهوه(خداي يهود)درزبانههاي آتش دركوه طور برپيامبرنمایان ميشود. درانجيل كتاب آسماني حضرت عيسي(ع) آمده كه خداوند نور مطلق است وظلمت وتيرگي دراو راه ندارد.درقرآن كريم نيز درسوره نورآيه 35،«الله نورالسموات والارض»شناخته شده است.اوستا نيزخداوندرا«شیدان شيد»که همان مفهوم نورالانوار را دارد، دانسته ودرهمه ذرات هستی درتجلي ميبيندوبراساس اين باور، پرستشسو(قبله)ی زرتشتيان«نـور» قرارداده شده است .

سال پيش ازمیلاد، اشوزرتشت ازروی شناخت کامل، پايه دين خود را بر يكتاپرستي استواركردونمازرانيازبشـر وتنها سزاوار اهورا مزدا(داناي بزرگ هستيبخش) دانست. البته نوروآتش در همه مذهب‌ها، نشانه انوارالهي ونمادپروردگاربه شمارميآيد.درتورات موسي(ع) يهوه(خداي يهود)درزبانههاي آتش دركوه طور برپيامبرنمایان ميشود. درانجيل كتاب آسماني حضرت عيسي(ع) آمده كه خداوند نور مطلق است وظلمت وتيرگي دراو راه ندارد.درقرآن كريم نيز درسوره نورآيه 35،«الله نورالسموات والارض»شناخته شده است.اوستا نيزخداوندرا«شیدان شيد»که همان مفهوم نورالانوار را دارد، دانسته ودرهمه ذرات هستی درتجلي ميبيندوبراساس اين باور، پرستشسو(قبله)ی زرتشتيان«نـور» قرارداده شده است .

 

زرتشتيان در شبانه‌روز پنج بار با تني پاك و رواني آماده رو بسوي نور، بامداد رو به خاور و پسين رو به باختر و شب‌ها در برابر ماه يا آتشي روشن يا شمعي يا چراغي فروزان مي‌ايستند و اهورامزدا را نماز می‌گذارند.

 

آتش درمذهب زرتشت نماد«اشه»(عشق وراستي وپاکی) است، چراكه آتش تنها ماده ايست كه آلودگی را به خود نمي‌گيرد و هميشه و درهمه‌حال به سوي بالا مي‌رود و ماهيت اصلي خود را حفظ مي‌كند و خود مي‌سوزد و دیگران را گرما و نـور مي‌بخشد. مردمان اشون يا راستي‌جو، نيز همانند آتش آتشكده درهمه‌حال يكسان و يكرنگ بوده، پلیدی‌هاو دروغ را با دانش خویش و عشق به اهورامزدا می‌سوزانند و نور و شادي وگرما وانرژي به جامعه مي‌بخشند. در عرفان ایرانی نیز عشق به آتش تشبیه شده است.

 

مهارآتش و چگونگي استفاده بهينه از آن يكي ازبرترین كشفيات بشر بود،كه به تمدن و پيشرفت انسان شتابی افسانه‌اي بخشيد. آريايي‌ها، در مناطق شمالي ايران و جنوب روسيه كه بسيار سرد بود و زمستان درازی داشت، زندگي مي كردند و آيين بیشتر مردم طبيعت‌پرستي بود و به آتش براي روشنايي و گرم‌ كردن خانه و كاشانه و پختن غذا و غيره بسیار نيازمند بودند و چون كبريت نيز وجود نداشت و فراهم كردن آتش بسيار سخت و وقت‌گيربود، آتش را در جایی بنام آتشكده هميشه روشن نگاه مي‌داشتند. اشوزرتشت پس از برگزیده شدن به پيامبری، وجود اين جایگاه را بسيار لازم وزندگی‌بخش تشخيص داد و با اضافه‌كردن آتش آتشكده با آتش 16 طبقه اجتماع(آهنگر و مسگر و نانوا و غيره) مفاهيمي مینوي به آن بخشيد و به صورت پرچـمي مقدس براي زرتشتيان درآورد. که تا امروز نیز این چنین است و زرتشتیان آتش موجود درآتشكده را نماد موجوديت خود يا پرچم و درفش دين زرتشتی با چندين هزار سال هويت ديني و فرهنگي خود مي‌دانند كه به وسيله موبد آتشبند(آترونAtravan ) همواره روشن نگاه داشته میشود. نام اصلی آتشكده‌ها، آدریان(Adoryan) است که آتش ورهرام یا بهرام و درب‌مهر نیزگفته می‌شود و همواره در طول تاریخ شامل مجتمع ديني و آموزشي و فرهنگي نيز بوده است.

 

پرستش سو(قبله): جهتي است كه پيروان هر مذهبي در سرتاسر جهان درهنگام نماز، هـمواره رو به آن سو به پرستش خدا مي‌ایستند. آتش هرگز پرستش‌سو (قبله) زرتشتیان نبوده است. و بهدینان تنها در داخل آتشكده، رو به آتش مقدس که حالت پرچم دارد، می‌ایستند و به ستایش خدا می‌پردازند. حتي همسايگان آتشكده نيز رو به‌سوي آتشكده نماز نمی‌گزارند، وهيچ بهديني از ديگر زرتشتيان نمي‌پرسدكه آدريان شهر در كدام جهت است تا قبله سوي خود قرار دهد. بلكه هميشه در هنگام نماز رو به سوي نورايستاده واهورامزدا را پرستش می‌کنند.

 

در بین هرملتی نمادهایی وجود دارد که به خاطر بار مینوی که دربردارد، ستوده می‌شود. کعبه، که در مکه معظمه قرار دارد، برای مسلمانان، مهر تهیه شده ازخاک کربلا برای شیعیان جهان، صلیب برای عیسویان، ستاره داوود برای یهودیان وآتش موجود در آتشکده؛ هرکدام بار مینوی و مفاهیمی بس ژرف دارند که برای پیروان آن کیش وآيین ستودنی است و اگر به درستی درک نشود ممکنست موجبداوری اشتباه شود. فردوسی بزرگ این مهم رادرک کرده و در شاهنامه می‌فرماید:بدانگاه بد آتش خوب رنگ-چو مر تازیان را مهراب سنگ

 

مپندار که آتش پرستان بدند -پرستنده پاک یزدان بدند

 

همه جهانیان آتش را دوست داشته و درآغاز پرستش خداي خود، مایل هستندكه شمعي را روشن كرده و به ستايش خدا بپردازند. آتش المپيك هميشه روشن نگاه داشته مي‌شود و همه‌ساله با شكوهي بسيار در محل برگزاري المپيك برافراشته مي‌شود. مراسم آتش‌افروزي و چراغاني و آتش بازي به هر بهانه شادي برانگيز، در سرتاسر گیتی مرسوم و شادی‌افزا است.

 

آتش موجود درآتشكده‌های یزد و تهران و اصفهان از آتش آتشکده کاریان شیراز آورده شده و هرساله با آتش 16طبقه اجتماع بزرگ (به زبان دري «مَس») ممزوج شده است.

 

همیشه آتشکده‌ها ساده و بدون زرق و برق ساخته مي‌شده است. سرستونها و زواره‌هاي سنگي آتشكده يزد با نقوشي برجسته و زيبا كار هنرمندان سنگ تراش اصفهاني بوده و از معماري آتشكده‌هاي پارسيان هند الهام گرفته است.

 

بايد کوشش کرد تا با شناخت درست باورها در مورد ديني داوری کرد.كاش از این همه افترا زدن به یکدیگر دست برداریم و به همبستگی بيندیشیم، به ویژه امروزه که ابرقدرت ها به دنبال ازبین بردن فرهنگ و تمدن ایرانیان هستند.

 
 
 
 
 

دین زرتشتی

جستجو

 
 

 

 
  تمام حقوق مادی و مینوی این تارنگار وابسته به انجمن موبدان تهران بوده
شایسته است كه اگر بخشی را استفاده می‌كنید، نام اين تارنگار را یاد آور شوید
مدیر تارنگار: رامین شهزادی‌ | برنامه نويس: بهرام كوشكی | نام یاری دهندگان
All rights reserved for Council of Tehran Mobeds ©2017
It is necessary to state the title of this site in case of using any parts
Moderator:Ramin Shahzadi | Developer:Bahram Kooshki |Teammate